*همسرنوشتی سه گوهر ملی؛ گردشگری، میراثفرهنگی و صنایعدستی در یک زنجیره طلایی* *گردشگری، میراثفرهنگی و صنایعدستی سه حلقه بههمپیوستهاند که هویت و توسعه فرهنگی کشور را شکل میدهند. رونق هر یک، تقویت دیگری را در پی دارد و نگاه یکپارچه به آنها، رمز پویایی و پیشرفت این زنجیره ارزشمند است.* در نگاه نخست شاید «گردشگری»، […]
*همسرنوشتی سه گوهر ملی؛ گردشگری، میراثفرهنگی و صنایعدستی در یک زنجیره طلایی*
*گردشگری، میراثفرهنگی و صنایعدستی سه حلقه بههمپیوستهاند که هویت و توسعه فرهنگی کشور را شکل میدهند. رونق هر یک، تقویت دیگری را در پی دارد و نگاه یکپارچه به آنها، رمز پویایی و پیشرفت این زنجیره ارزشمند است.*
در نگاه نخست شاید «گردشگری»، «میراثفرهنگی» و «صنایعدستی» سه حوزه مستقل به نظر برسند؛ هر یک با متولیان، قوانین، فعالان و حتی ادبیات تخصصی خاص خود. اما اگر کمی عمیقتر بنگریم، درمییابیم که این سه نه شاخههایی جدا از هم، بلکه حلقههای بههمپیوسته یک زنجیر واحدند؛ زنجیری که هویت ملی، اقتصاد فرهنگمحور و تصویر ایران در ذهن جهانیان را شکل میدهد. هر حلقه بدون دیگری معنا و استحکام کامل ندارد و گسست در یکی، کارکرد کل زنجیر را تضعیف میکند.
میراثفرهنگی، چه ملموس و چه ناملموس، بستر و ریشه این پیوند است. از شکوه معماری در تخت جمشید گرفته تا ظرافت گرهچینیهای بافت تاریخی در بوشهر، این داشتههای تاریخی و هنری، نهتنها روایتگر گذشتهاند بلکه موتور محرک امروز و فردای گردشگری نیز محسوب میشوند. گردشگر برای دیدن «جاذبه» سفر میکند و جاذبه، چیزی جز میراثفرهنگیِ زنده و پویا نیست. بنابراین هر اقدام در جهت حفاظت، مرمت و احیای بناها، محوطهها، آیینها و سنتها، مستقیماً به افزایش جذابیت مقصد و رونق گردشگری منجر میشود.
از سوی دیگر، گردشگری تنها مصرفکننده میراث نیست؛ بلکه میتواند به حامی و پشتیبان آن بدل شود. توسعه زیرساختهای گردشگری ـ از بهبود راههای دسترسی و اقامتگاهها گرفته تا آموزش نیروی انسانی و ارتقای خدمات ـ زمینهای فراهم میکند تا میراثفرهنگی بهتر دیده شود، درآمد پایدار برای نگهداری آن ایجاد گردد و حساسیت عمومی نسبت به صیانت از آن افزایش یابد. زمانی که یک بنای تاریخی بهواسطه حضور گردشگران و درآمد حاصل از آن مرمت میشود، این یک چرخه مثبت اقتصادی-فرهنگی را شکل میدهد؛ چرخهای که در آن حفاظت و بهرهبرداری مسئولانه، مکمل یکدیگرند نه در تقابل با هم.
در این میان، صنایعدستی بهمثابه روح جاری در کالبد این دو حوزه عمل میکند. صنایعدستی تنها یک کالا یا سوغات نیست؛ بلکه بخشی از میراث ناملموس ماست، تجلی ذوق، مهارت، دانش بومی و سبک زندگی نسلهای پیشین است. وقتی گردشگری رونق میگیرد، بازار صنایعدستی نیز جان تازهای مییابد. هر گردشگر میتواند سفیر یک هنر سنتی باشد؛ با خرید یک اثر دستساز، نهتنها به اقتصاد هنرمند کمک میکند، بلکه روایت آن هنر را به جغرافیایی دیگر میبرد.
در مقابل، حضور پررنگ صنایعدستی در یک مقصد گردشگری، تجربه سفر را عمیقتر و اصیلتر میکند. بازدید از کارگاههای سنتی، آشنایی با فرآیند تولید، گفتوگو با استادکاران و لمس مستقیم هنر، تجربهای فراتر از تماشای صرف یک بنا یا چشمانداز طبیعی است. این تعامل انسانی و فرهنگی، همان چیزی است که گردشگری امروز به دنبال آن است: تجربه زیسته، نه صرفاً بازدید سطحی.
نکته مهم آن است که فعالان هر یک از این سه حوزه میتوانند و باید خود را در دو حوزه دیگر نیز ببینند. یک راهنمای گردشگری، مروج میراثفرهنگی و معرفیکننده صنایعدستی است. یک هنرمند صنایعدستی، بخشی از جاذبه گردشگری یک منطقه بهشمار میآید. یک کارشناس مرمت یا مدیر پایگاه میراث، با برنامهریزی درست میتواند بستر توسعه گردشگری و بازار فروش صنایعدستی را فراهم کند. این همپوشانی نقشها نشان میدهد که مرزهای میان این سه حوزه، بیش از آنکه واقعی باشند، قراردادی و اداریاند.
هر اتفاق مثبتی در یکی از این حوزهها، اثر موجی در دو حوزه دیگر ایجاد میکند. احیای یک بافت تاریخی، به افزایش اقامت گردشگران و شکلگیری کسبوکارهای مرتبط منجر میشود. برگزاری یک جشنواره صنایعدستی، میتواند نام یک مقصد را در سطح ملی یا حتی بینالمللی مطرح کند و انگیزه سفر را افزایش دهد. توسعه زیرساختهای گردشگری، امنیت و دسترسی به آثار تاریخی را بهبود میبخشد و امکان عرضه گستردهتر محصولات صنایعدستی را فراهم میسازد.
در عین حال، هر آسیب در یکی از این حلقهها نیز به کل زنجیر لطمه میزند. تخریب یا بیتوجهی به میراثفرهنگی، جذابیت گردشگری را کاهش میدهد. رکود گردشگری، بازار صنایعدستی را کوچک میکند. فراموشی یا تجاریسازی افراطی صنایعدستی، هویت فرهنگی مقصد را تضعیف میسازد. بنابراین نگاه جزیرهای و تفکیکشده به این سه حوزه، نهتنها ناکارآمد بلکه پرهزینه است.
رویکرد یکپارچه و همافزا میتواند این سه را به پیشران توسعه پایدار بدل کند. توسعهای که هم بر پایه هویت استوار است و هم به اقتصاد محلی جان میبخشد. در چنین نگاهی، حفاظت از میراثفرهنگی صرفاً یک وظیفه تاریخی نیست، بلکه سرمایهگذاری برای آینده گردشگری است. حمایت از صنایعدستی تنها حمایت از یک هنر نیست، بلکه تقویت زنجیره ارزش گردشگری و پاسداشت میراث ناملموس است. و رونق گردشگری نیز نه هدفی صرفاً اقتصادی، بلکه ابزاری برای معرفی فرهنگ، افزایش غرور ملی و ایجاد همبستگی اجتماعی است.
گردشگری، میراثفرهنگی و صنایعدستی سه نام برای یک حقیقتاند: هویت زنده یک ملت در جریان زمان. اگر این سه را همچون حلقههای یک زنجیر به هم پیوسته ببینیم، سیاستگذاریها، برنامهریزیها و حتی نگاه فعالان این عرصه نیز دگرگون خواهد شد. آنگاه هر موفقیت، موفقیتی مشترک خواهد بود و هر گام رو به جلو، گامی برای اعتلای تمامی این سه حوزه. این همسرنوشتی، نه یک شعار، بلکه واقعیتی است که آینده فرهنگ و اقتصاد ما بر آن استوار است.
نوشته وحید امیری مدیر روابطعمومی ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی استان بوشهر
- نویسنده : نصیر بوشهرانلاین

Sunday, 15 February , 2026