✍مينا خوييني سوگ، تنها یک تجربه فردی نیست؛ پدیدهای اجتماعی است که هر جامعه برای آن زبان، آیین و چارچوبهایی میسازد. گریه، سکوت، آیینهای جمعی و نشانههای نمادین، همه ابزارهایی هستند برای آنکه فقدان قابلتحمل و قابلفهم شود. اما در دورههایی که بیان سوگ با محدودیت، ابهام یا فشار همراه است، جامعه ناگزیر به یافتن […]
✍مينا خوييني
سوگ، تنها یک تجربه فردی نیست؛ پدیدهای اجتماعی است که هر جامعه برای آن زبان، آیین و چارچوبهایی میسازد. گریه، سکوت، آیینهای جمعی و نشانههای نمادین، همه ابزارهایی هستند برای آنکه فقدان قابلتحمل و قابلفهم شود. اما در دورههایی که بیان سوگ با محدودیت، ابهام یا فشار همراه است، جامعه ناگزیر به یافتن مسیرهای تازه برای ابراز اندوه میشود.
یکی از این مسیرها، بازگشت سوگ به بدن است؛ جایی که حرکت، ریتم و رقص جای کلمات را میگیرند.
*بدن بهعنوان حامل اندوه*
در روانشناسی معاصر، بهویژه در مطالعات مرتبط با تروما، تأکید میشود که تجربههای فقدان و شوک، پیش از آنکه به زبان درآیند، در بدن ثبت میشوند. محققان معتقدند که بدن، حافظهای مستقل دارد و زمانی که امکان پردازش شناختی یا کلامی کامل فراهم نباشد، واکنشهای بدنی نقش تنظیمکننده هیجان را بر عهده میگیرند.
در این چارچوب، رقص سوگ را میتوان نوعی تنظیم هیجانی جمعی دانست؛ حرکتی که نه برای نمایش، بلکه برای تابآوری شکل میگیرد. حرکات اغلب شکسته، تکرارشونده و ناتماماند؛ درست شبیه سوگی که هنوز فرصت کاملشدن پیدا نکرده است.
از منظر جامعهشناسی، سوگواری عاملی برای بازسازی پیوندهای اجتماعی ست.
آیینهای سوگ، افراد را از انزوای اندوه بیرون میآورند و رنج را به تجربهای مشترک تبدیل میکنند. وقتی شکلهای کلاسیک این آیینها کمرنگ یا ناکارآمد میشوند، شکلهای بدیل ظهور میکنند.
رقص سوگ، در این معنا، نه یک رفتار فردی، بلکه کنشی جمعی برای دیدهشدن اندوه است؛ راهی برای اینکه فقدان در حافظه اجتماعی ثبت شود، بیآنکه الزاماً در قالبهای رسمی بیان شود.
*ریشههای فرهنگی حرکت در سوگ*
حرکت در سوگواری، پدیدهای تازه یا بیسابقه نیست. در بسیاری از فرهنگها، از جمله در سنتهای آیینی ایران و منطقه، سوگ با چرخش، ریتم، نوحههای حرکتی و مشارکت بدنی جمعی همراه بوده است. آنچه امروز مشاهده میشود، بیش از آنکه گسست باشد، بازخوانی همان الگوهای فرهنگی در زبانی معاصر است.
نسلی که با موسیقی، تصویر و بدن ارتباط عمیقتری دارد، طبیعی است که اندوه خود را نیز از همین مسیر بیان کند.
*چرا این پدیده اهمیت دارد؟*
سوگی که بیان نشود، میتواند به فرسودگی هیجانی و بیحسی اجتماعی منجر شود.
رقص سوگ، فارغ از هر تفسیر بیرونی، تلاشی است برای:
• حفظ پیوند انسانی
• پیشگیری از انجماد عاطفی
• و معنا دادن به فقدانهای جمعی
این حرکتها نه شادیاند و نه انکار مرگ؛ بلکه تلاش آرام بدن برای ادامه زندگی در کنار فقدان!
- نویسنده : مينا خویيني نصیر بوشهر انلاین

Wednesday, 11 February , 2026