با گذشت مدت قابل توجهی از فعالیت مدیران فعلی آموزش و پرورش استان و شهرستان بوشهر، این پرسش در میان بسیاری از فرهنگیان مطرح است که دستاورد ملموس این مدیریت برای بهبود وضعیت مدارس، معلمان و دانش‌آموزان چه بوده است؟ واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از مشکلات آموزش و پرورش بوشهر نه تنها […]

با گذشت مدت قابل توجهی از فعالیت مدیران فعلی آموزش و پرورش استان و شهرستان بوشهر، این پرسش در میان بسیاری از فرهنگیان مطرح است که دستاورد ملموس این مدیریت برای بهبود وضعیت مدارس، معلمان و دانش‌آموزان چه بوده است؟
واقعیت آن است که بخش قابل توجهی از مشکلات آموزش و پرورش بوشهر نه تنها حل نشده، بلکه در برخی حوزه‌ها عمیق‌تر نیز شده است. کمبود نیروی انسانی، نارضایتی فرهنگیان، ضعف در پیگیری مطالبات صنفی، کمبود فضاهای آموزشی، بی‌انگیزگی نیروهای توانمند و فاصله گرفتن مدیران از بدنه فرهنگیان همچنان از مهم‌ترین دغدغه‌های موجود به شمار می‌رود.
یکی از نقاط ضعف جدی مدیریت فعلی، فقدان ارتباط مؤثر با معلمان و مدیران مدارس است. بسیاری از فرهنگیان احساس می‌کنند صدای آنان شنیده نمی‌شود و تصمیمات در حلقه‌ای محدود اتخاذ می‌گردد. نتیجه این رویکرد، کاهش سرمایه اجتماعی مدیریت و افزایش شکاف میان بدنه آموزش و پرورش و مدیران ارشد است.
در حوزه انتصابات نیز انتقادهای فراوانی وجود دارد. انتظار می‌رود شایسته‌سالاری، تخصص و تجربه ملاک اصلی انتخاب مدیران باشد، اما در مواردی این تصور در میان فرهنگیان شکل گرفته که روابط و ملاحظات غیرکارشناسی بر ضوابط حرفه‌ای غلبه داشته است.
اداره آموزش و پرورش شهرستان بوشهر نیز نتوانسته نقش پیشرو و مطالبه‌گر خود را در حل مشکلات مدارس ایفا کند. بسیاری از مدیران مدارس و معلمان از بروکراسی اداری، کندی تصمیم‌گیری و نبود حمایت کافی در حل مشکلات آموزشی و اجرایی گلایه‌مند هستند.
آنچه امروز بیش از هر چیز احساس می‌شود، کمبود نگاه تحول‌خواهانه در مدیریت آموزش و پرورش استان است. نظام آموزشی بوشهر نیازمند مدیرانی است که علاوه بر برخورداری از تخصص و تجربه، توان ایجاد انگیزه، جلب مشارکت فرهنگیان و دفاع جدی از حقوق آموزش و پرورش را داشته باشند.
فرهنگیان استان انتظار دارند مسئولان به جای ارائه گزارش‌های تشریفاتی و آمارهای کلی، پاسخ روشنی درباره وضعیت موجود و برنامه عملی برای خروج از مشکلات ارائه دهند. آموزش و پرورش بوشهر برای عبور از چالش‌های کنونی نیازمند بازسازی اعتماد، شفافیت در تصمیم‌گیری‌ها و بهره‌گیری از همه ظرفیت‌های فکری و تخصصی جامعه فرهنگیان است.
قدرت اله رحیمی