✍فرهنگ شجاعی گاهی تاریخ برنمی‌گردد-اما اکنون تورقی روشن برپیشانی جنوب دارد… این ما هستیم که دوباره به همان جاده‌ای می‌رسیم که تاریخ یک‌بار از آن گذشته است. این روزها که صدای جنگ از آسمان ایران می‌آید و خبر حملات آمریکا و پاسخ ایران، دوباره نام خلیج فارس را در صدر خبرها نشانده است …جنگ برای […]

✍فرهنگ شجاعی

گاهی تاریخ برنمی‌گردد-اما اکنون تورقی روشن برپیشانی جنوب دارد…

این ما هستیم که دوباره به همان جاده‌ای می‌رسیم که تاریخ یک‌بار از آن گذشته است.

این روزها که صدای جنگ از آسمان ایران می‌آید و خبر حملات آمریکا و پاسخ ایران، دوباره نام خلیج فارس را در صدر خبرها نشانده است …جنگ برای جنوبی‌ها همیشه از جایی آغاز می‌شود که دریا به خشکی می‌رسد؛ از همان جایی که بوی نفت، صید،ونخل های برافراشته در هوا با هم قاطی می‌شوند.

و شاید در چنین روزهایی، تنگستان بیش از هر جای دیگری می‌فهمد که چرا یک قرن پیش، جوانی از دلوار تفنگ برداشت و به نیرویی ایستاد که دریاهای جهان را زیر پرچم خود داشت.

رئیسعلی دلواری در روزگاری ایستاد که انگلستان از راه دریا آمده بود. در جریان جنگ جهانی اول، نیروهای بریتانیا بوشهر را اشغال کردند و برای گسترش نفوذ خود در جنوب ایران تلاش کردند. رئیسعلی و دیگر مبارزان تنگستان در برابر این پیشروی ایستادند و جنگی نامتقارن را به راه انداختند.

آن روز، دشمن با ناو جنگی آمده بود؛
تنگستان با تفنگ.

آن روز، دشمن توپ و کشتی داشت؛
تنگستان کوه داشت و نخل و شب.

و مهم‌تر از همه، تنگستان چیزی داشت که در هیچ انبار مهماتی پیدا نمی‌شود:
دلی که حاضر نبود سرزمینش را معامله کند.!!

رئیسعلی می‌دانست در برابر امپراتوری بریتانیا از نظر تجهیزات و امکانات هیچ تناسبی وجود ندارد. اما جنگ همیشه مسابقه تعداد توپ و هواپیما نیست. گاهی یک طرف جنگ، سلاح بیشتری دارد و طرف دیگر، معنای بیشتری برای جنگیدن.

امروز نیز فاصله تکنولوژیک میان یک قدرت نظامی بزرگ و ایران، قابل انکار نیست. جنگ امروز دیگر جنگ تفنگ‌های رئیسعلی نیست؛ جنگ موشک، پهپاد، رادار، ناو، جنگنده، محاصره اقتصادی و جنگ اطلاعاتی است. گزارش‌های امروز از حملات آمریکا به سامانه‌های پدافندی، راداری و تأسیسات دریایی ایران و حملات متقابل ایران به مواضع آمریکا در منطقه خبر می‌دهند.
اما برای تنگستانی‌ها، یک چیز در این میان عجیب آشناست:
-باز هم پای قدرتی بزرگ به خلیج فارس باز شده است-

-باز هم جنوب، به نقطه‌ای تبدیل شده که جنگ فقط روی نقشه اتفاق نمی‌افتد-
و شاید اگر امروز سایه رئیسعلی را از روی دیوارهای موزه ها برداریم و او را در میان مردم جست‌وجو کنیم، نخستین چیزی که می‌بینیم تفنگش نیست؛ نگاهش است.

نگاه مردی که می‌دانست ممکن است پیروز نشود، اما حاضر نبود پیش از جنگ شکست را بپذیرد.این همان چیزی است که تاریخ را به امروز پیوند می‌دهد.

نه اینکه آمریکا همان انگلستان صد سال پیش باشد؛
نه اینکه جنگ امروز همان جنگ یک قرن پیش باشد؛
و نه اینکه جهان امروز همان جهان رئیسعلی باشد.جهان عوض شده است.اما جغرافیا هنوز حافظه دارد.تنگستان هنوز کنار همان دریاست.تنگستان هنوز میان کوه و خلیج فارس ایستاده است.نخل هنوز در جنوب سایه می‌اندازد.و نام رئیسعلی هنوز در حافظه مردمی زنده است که نسل به نسل شنیده‌اند چگونه مردی از یک بندر کوچک، در برابر قدرتی که خورشید در قلمرو آن غروب نمی‌کرد، ایستاد.شاید بزرگ‌ترین درس رئیسعلی برای امروز همین باشد:

مقاومت، پیش از آنکه نظامی باشد، اخلاقی است.