✍ قدرت اله رحیمی امروز بوشهر صحنه وداعی بود که شاید از صدها مراسم رسمی گویاتر و ماندگارتر بود. نه دعوتی در کار بود، نه تشریفاتی، نه قدرتی و نه ثروتی که مردم را گرد هم آورد. آنچه این جمعیت عظیم را زیر آفتاب سوزان تابستان به بهشت صادق کشاند، تنها یک چیز بود؛ محبت. […]

✍ قدرت اله رحیمی
امروز بوشهر صحنه وداعی بود که شاید از صدها مراسم رسمی گویاتر و ماندگارتر بود. نه دعوتی در کار بود، نه تشریفاتی، نه قدرتی و نه ثروتی که مردم را گرد هم آورد. آنچه این جمعیت عظیم را زیر آفتاب سوزان تابستان به بهشت صادق کشاند، تنها یک چیز بود؛ محبت.
«دلو درویشی» رفت؛ پیرمردی نود ساله که نه صاحب منصب بود، نه سرمایه‌دار و نه صاحب قدرت. اما ثروتی داشت که با هیچ دارایی مادی قابل مقایسه نیست؛ محبت و احترام مردم.
امروز از همه اقشار و صنوف آمده بودند؛ پیر و جوان، ورزشکار و پیشکسوت، هنرمند و فرهنگی، بازاری و کارگر، مسئول و شهروند عادی، دوستان قدیمی و نسل جوان. هر کس به اندازه سهمی که از مهربانی، صفا و مردم‌داری او دیده بود، خود را موظف می‌دانست در آخرین بدرقه‌اش حضور داشته باشد.
گرمای هوا نتوانست از شور حضور مردم بکاهد. همه آمده بودند تا بگویند ارزش یک انسان، نه به مقام اوست و نه به ثروتش؛ بلکه به ردپایی است که در دل انسان‌ها بر جای می‌گذارد.
پیکر او در قطعه هنرمندان بهشت صادق آرام گرفت؛ جایی که شایسته مردی بود که خود، هنرمندِ زندگی با مردم بود. هنر او تنها در عرصه‌ای خاص خلاصه نمی‌شد؛ بزرگ‌ترین هنرش، مردم‌داری بود. هنری که نه در کلاس درس آموخته می‌شود و نه با مدرک و عنوان به دست می‌آید، بلکه از قلبی بزرگ، اخلاقی نیکو و عمری صادقانه برمی‌خیزد.
تشییع باشکوه امروز، درسی برای همه ما بود؛ اینکه سرانجام، آنچه از انسان به یادگار می‌ماند، حساب بانکی، جایگاه اداری و عناوین پرطمطراق نیست؛ بلکه لبخندی است که بر لب دیگران نشانده، دستی است که گرفته، دلی است که شاد کرده و محبتی است که در دل مردم کاشته است.
بوشهر امروز فقط یک پیرمرد نود ساله را به خاک نسپرد؛ نمادی از مردم‌داری، فروتنی، ورزش‌دوستی و مهربانی را بدرقه کرد؛ مردی که زندگی‌اش ثابت کرد محبوبیت را نمی‌توان با قدرت به دست آورد، بلکه باید با اخلاق، صداقت و عشق به مردم ساخت.
روانش شاد، یادش جاودان و راه مردم‌داری‌اش چراغ راه همه آنان که می‌خواهند در دل مردم ماندگار شوند.
نصیر بوشهر آنلاین