✍قدرت اله رحیمی اینکه گفته شود دغدغه آموزش‌وپرورش نباید تنها معیشت باشد در نگاه اول حرف درستی است؛ هیچ‌کس نمی‌تواند منکر شود که آموزش‌وپرورش فقط حقوق و مزایای معلمان نیست. اما اگر این جمله بدون توجه به واقعیت زندگی معلم و شرایط امروز آموزش‌وپرورش مطرح شود، می‌تواند به یک آدرس غلط تبدیل شود. مسئله اینجاست […]

✍قدرت اله رحیمی

اینکه گفته شود دغدغه آموزش‌وپرورش نباید تنها معیشت باشد در نگاه اول حرف درستی است؛ هیچ‌کس نمی‌تواند منکر شود که آموزش‌وپرورش فقط حقوق و مزایای معلمان نیست. اما اگر این جمله بدون توجه به واقعیت زندگی معلم و شرایط امروز آموزش‌وپرورش مطرح شود، می‌تواند به یک آدرس غلط تبدیل شود.
مسئله اینجاست که معیشت و کیفیت آموزش دو موضوع جدا از هم نیستند. معلم مهم‌ترین عنصر نظام آموزشی است. اگر معلم از نظر اقتصادی، روانی و اجتماعی تحت فشار باشد، طبیعی است که بخشی از توان و تمرکز او صرف حل مشکلات زندگی شود. نمی‌توان از معلم انتظار داشت تمام ظرفیت فکری و عاطفی خود را برای تربیت نسل آینده بگذارد، اما هم‌زمان از تأمین یک زندگی شایسته برای او غفلت کرد.
بنابراین پرسش اساسی این نیست که معیشت یا آموزش؟؛ بلکه باید پرسید:
چرا باید این دو را در برابر یکدیگر قرار دهیم؟
وزیر آموزش‌وپرورش باید هم دغدغه معیشت معلم را داشته باشد و هم دغدغه کیفیت آموزش، عدالت آموزشی، منزلت معلم، محتوای درسی، تربیت دانش‌آموز، وضعیت مدارس عادی، نیروی انسانی و آینده نظام آموزشی را. اتفاقاً رسیدگی به معیشت معلم، بخشی از سیاست ارتقای کیفیت آموزش است، نه مسئله‌ای خارج از آن.
از سوی دیگر، اگر منظور این است که تمام مسئله آموزش‌وپرورش را نباید در افزایش حقوق خلاصه کرد، این نقد کاملاً قابل پذیرش است. افزایش حقوق ضروری است، اما کافی نیست. معلمی که حقوق مناسب دریافت می‌کند ولی با کلاس‌های پرجمعیت، کمبود امکانات، بخشنامه‌های متعدد، بی‌ثباتی مدیریتی، تبعیض آموزشی و نبود حمایت حرفه‌ای مواجه است، همچنان با مشکل کیفیت آموزش روبه‌رو خواهد بود.
اما یک نکته مهم‌تر وجود دارد:
گاهی چنین جملاتی درباره ؛ نباید دغدغه اول معیشت باشد از سوی کسانی مطرح می‌شود که سال‌ها درباره ریشه‌های مشکلات آموزش‌وپرورش سکوت کرده‌اند. اگر واقعاً نگران کیفیت آموزش هستیم، باید بپرسیم چرا مدارس عادی روزبه‌روز ضعیف‌تر می‌شوند؟ چرا خانواده‌ها برای ورود به مدارس خاص رقابت می‌کنند؟ چرا امکانات و معلمان توانمند به شکل عادلانه توزیع نمی‌شوند؟ چرا معلم در مدرسه محروم باید با کمترین امکانات بیشترین مسئولیت را بر عهده بگیرد؟ و چرا سیاست‌های آموزش‌وپرورش کمتر بر کیفیت واقعی کلاس درس و بیشتر بر اداره روزمره دستگاه متمرکز شده است؟
معیشت، کیفیت و عدالت سه ضلع یک مثلث‌اند.
معلمِ گرفتار مشکلات اقتصادی، انگیزه و تمرکز آسیب‌پذیرتری دارد؛
مدرسه‌ای که از امکانات و نیروی انسانی مناسب برخوردار نیست، نمی‌تواند کیفیت مطلوب ایجاد کند؛
و نظام آموزشی‌ای که عدالت آموزشی را جدی نگیرد، حتی با افزایش حقوق نیز نمی‌تواند فاصله‌های آموزشی و اجتماعی را کاهش دهد.
بنابراین بهتر است به جای این جمله که:
دغدغه آموزش‌وپرورش نباید تنها معیشت باشد.
با صراحت بگوییم:
دغدغه آموزش‌وپرورش نباید فقط معیشت باشد، اما معیشت معلم نیز نباید به بهانه کیفیت آموزش به حاشیه رانده شود.
مسئله امروز آموزش‌وپرورش یک بسته به‌هم‌پیوسته است: معلمِ با منزلت و برخوردار از امنیت اقتصادی، مدرسه باکیفیت، مدیریت کارآمد، عدالت آموزشی و دانش‌آموزی که فرصت برابر برای رشد داشته باشد.
پس نقد واقعی این نیست که چرا معلم و تشکل‌های صنفی از معیشت سخن می‌گویند؛ نقد واقعی آن است که چرا آموزش‌وپرورش به اندازه‌ای که درباره معیشت صحبت می‌کند، درباره کیفیت، عدالت و آینده آموزش مطالبه‌گری نمی‌کند؟ و البته پاسخ این پرسش باید با عمل داده شود، نه با تولید شعارهایی که ممکن است ناخواسته معیشت و کیفیت را در مقابل یکدیگر قرار دهند.
معلمی که دغدغه نان دارد، نمی‌تواند فارغ از نان، تمام دغدغه‌اش تربیت باشد؛ و نظام آموزشی‌ای که دغدغه تربیت دارد، باید ابتدا شأن و زندگی شایسته معلم را به رسمیت بشناسد.