✍ قدرت اله رحیمی اول مهر از راه رسید؛ روزی که برای میلیون‌ها دانش‌آموز، معلم و خانواده، آغاز دوباره یک سال تحصیلی و بازگشت به مدرسه است. روزی که باید سرشار از امید، نشاط و شوق یادگیری باشد؛ اما در پس این آغاز دوباره، پرسش‌ها و «اما و اگرهایی» نیز وجود دارد که نمی‌توان به […]

✍ قدرت اله رحیمی
اول مهر از راه رسید؛ روزی که برای میلیون‌ها دانش‌آموز، معلم و خانواده، آغاز دوباره یک سال تحصیلی و بازگشت به مدرسه است. روزی که باید سرشار از امید، نشاط و شوق یادگیری باشد؛ اما در پس این آغاز دوباره، پرسش‌ها و «اما و اگرهایی» نیز وجود دارد که نمی‌توان به سادگی از کنارشان گذشت.
اول مهر فقط باز شدن درِ مدارس و به صدا درآمدن زنگ آغاز سال تحصیلی نیست. مدرسه زمانی معنا پیدا می‌کند که دانش‌آموز در آن احساس امنیت، عدالت، نشاط و فرصت برابر برای رشد داشته باشد و معلم نیز با انگیزه، آرامش و منزلت حرفه‌ای وارد کلاس شود.
اما آیا همه مدارس ما از امکانات و شرایط یکسانی برخوردارند؟ آیا دانش‌آموز روستایی و دانش‌آموز مدرسه برخوردار، از فرصت‌های آموزشی برابر بهره‌مندند؟ آیا مدارس عادی همچنان می‌توانند در رقابت با مدارس خاص، نمونه، تیزهوشان و غیرانتفاعی، پاسخگوی نیازهای دانش‌آموزان باشند؟ و آیا فاصله میان مدارس برخوردار و کم‌برخوردار، هر سال کمتر می‌شود یا همچنان در حال افزایش است؟
در سوی دیگر، معلم قرار دارد؛ همان کسی که باید مهم‌ترین نقش را در ساختن آینده کشور ایفا کند. نمی‌توان از معلم انتظار داشت با تمام توان برای تربیت نسلی آگاه، خلاق و مسئول تلاش کند، اما همزمان دغدغه‌های معیشتی، منزلت اجتماعی، امنیت شغلی و مشکلات محیط کار او را نادیده گرفت.
البته دغدغه آموزش‌وپرورش نباید فقط به حقوق و معیشت معلم محدود شود. آموزش باکیفیت، تربیت اجتماعی، عدالت آموزشی، محتوای درسی، مهارت‌آموزی، سلامت روان دانش‌آموزان، کیفیت مدیریت مدارس و ارتباط مدرسه با جامعه، همگی بخشی از مسئله آموزش‌وپرورش‌اند. اما رسیدگی به این مسائل نیز بدون توجه به شرایط معلم و فراهم کردن حداقل‌های لازم برای او امکان‌پذیر نیست.
اول مهر امسال، بهتر است به جای آنکه تنها به آمار بازگشایی مدارس، تعداد کلاس‌ها و برنامه‌های رسمی بسنده کنیم، کمی هم به پشت درهای کلاس‌ها نگاه کنیم؛ به مدرسه‌ای که با کمبود امکانات آغاز به کار می‌کند، به معلمی که با دغدغه‌های فراوان وارد کلاس می‌شود، به دانش‌آموزی که امکانات آموزشی محدودی دارد و به خانواده‌ای که نگران آینده فرزندش است.
بازگشایی مدارس یک اتفاق اداری نیست؛ آغاز یک مسئولیت اجتماعی است.
اگر قرار است آموزش‌وپرورش پیشران توسعه کشور باشد، باید از شعار عبور کنیم و مدرسه را در اولویت واقعی سیاست‌گذاری و بودجه‌ریزی قرار دهیم. باید عدالت آموزشی را از یک عنوان زیبا به یک برنامه عملی تبدیل کنیم و میان مدرسه برخوردار و کم‌برخوردار، دانش‌آموز شهر و روستا و معلم مناطق مختلف، فاصله‌ها را کاهش دهیم.
اول مهر می‌تواند آغاز امید باشد؛ به شرط آنکه اما و اگرهای آموزش‌وپرورش را ببینیم، درباره آنها صادقانه گفت‌وگو کنیم و برای حلشان برنامه داشته باشیم.
زنگ مدرسه به صدا درآمده است؛
امید که زنگ بیدارباش برای مسئولان نیز شنیده شود.
اول مهر مبارک؛
به امید سالی که در آن مدرسه نه فقط باز باشد، بلکه شایسته نام مدرسه باشد