«به نام خداوندِ لوح و قلم» ✍هلنا سعادتمند درود بر صاحبان قلم‌های راستین؛ آنان که با هر واژه‌ای که بر کاغذ می‌نشانند، خوابِ آشفته‌ی مستکبرانِ عالم را برمی‌آشوبند. قلم، نه تنها ابزاری برای ثبتِ رخدادها، که سلاحی برایِ آگاهی‌بخشی است. حرمتِ قلم، از آن‌جاست که از نایِ آن، بارانِ معرفت بر کویرِ دلهایِ تشنه‌کام می‌بارد […]

«به نام خداوندِ لوح و قلم»
✍هلنا سعادتمند
درود بر صاحبان قلم‌های راستین؛ آنان که با هر واژه‌ای که بر کاغذ می‌نشانند، خوابِ آشفته‌ی مستکبرانِ عالم را برمی‌آشوبند. قلم، نه تنها ابزاری برای ثبتِ رخدادها، که سلاحی برایِ آگاهی‌بخشی است. حرمتِ قلم، از آن‌جاست که از نایِ آن، بارانِ معرفت بر کویرِ دلهایِ تشنه‌کام می‌بارد تا حقیقت، در هیاهویِ دروغ و فریب گم نشود.
قلم‌های جهل‌ستیز که در دستانِ حق‌جو و «شب‌گریز» قرار می‌گیرند، فراتر از مرکب و کاغذ، نمادِ ایستادگی‌اند. این «قلم‌به‌دستانِ آگاه»، با لغزاندنِ هوشمندانه‌ی واژگان بر بومِ سپیدِ تاریخ، هزینه‌های سنگینی را به جان می‌خرند؛ از حصر و طرد گرفته تا سکوت‌های اجباری. اما آنان نیک می‌دانند که بها دادن به حقیقت، بهایی جز «جاودانگی» ندارد. این نویسندگانِ بیدار، با عبور از حصارهایِ جهل و انتشارِ واقعیت‌ها، نه تنها در زمان، که در قلبِ تپنده‌ی تاریخ برای همیشه ماندگار می‌شوند.
خوشا به حال آنانی که حرمتِ این امانتِ الهی را پاس می‌دارند و آن را در طبقِ اخلاص برایِ روشنگریِ خلق می‌گذارند. و وای بر آنان که این تقدس را به مسلخ می‌برند؛ آنان که قلمِ خود را به جایِ تازیانه‌ای بر پیکره‌ی ظلم، به قلم‌مویی برایِ رنگ‌آمیزیِ چاپلوسی، پاچه‌خواری و تطهیرِ باطل تبدیل کرده‌اند. قلم اگر در مسیرِ حق نباشد، نه تنها مرهمی بر زخمِ جامعه نیست، که خود زخمی عمیق‌تر بر پیکره‌ی وجدانِ بشری است.
آری، حرمتِ قلم، حرمتِ «انسان بودن» است؛ و قلم‌به‌دستِ راستین، همان دیده‌بانی است که در تاریک‌ترین شب‌هایِ تاریخ، پرچمِ حقیقت را برافراشته نگه می‌دارد تا راه را برایِ آیندگان روشن سازد.