✍بهرام نکیسا یک سال از هم نوایی با مرثیه خوانی تیتروها و شیهه اسب ها در ماهورهای اطراف آبادی و سوز آوای شروه خوانان و هنرمندان و هنر دوستان در سوگ مانا یاد ایرج صغیری راوی حماسه و دلاوری مردان کوه و دریا، دشت و بیابان، نخلستان و چاه، جاده ها و مُزیری ها (کارگرانی […]

✍بهرام نکیسا

یک سال از هم نوایی با مرثیه خوانی تیتروها و شیهه اسب ها در ماهورهای اطراف آبادی و سوز آوای شروه خوانان و هنرمندان و هنر دوستان در سوگ مانا یاد ایرج صغیری راوی حماسه و دلاوری مردان کوه و دریا، دشت و بیابان، نخلستان و چاه، جاده ها و مُزیری ها (کارگرانی که در اسکله های بندر کار می کنند)؛ هم او که نقش آفرین و بازیگر کم نظیر نمایشنامه تک بازیگر «یک بار دیگر ابوذر» و دیگر آثار نمایشی در مشهد و حسینیه ارشاد تهران و چراغ هنر بندر و بر پا کننده تعزیه عاشورا، در میدان تعزیه محله شکری بوشهر بود، هم او که در قلندر خونه، محپلنگ، سرباز و …؛ انسان، درد و امید، دریا و عشق، موج و دلیری را روایت می نمود، گذشت.
اکنون پس از یک سال از کوچ آن هنرمند شوریده سر، فقدان وی و قلم هنری اش بیشتر احساس می گردد.
آن استاد خوش ذوق چه به زیبایی حال روز خالو محد (محمد) را در قلندر خونه بیان می داشت :
«حَواسُم این جان،
چیشام تو دِریا،
سِرُم تو آسمون،
سینه‌ام تو تَش
نه… نه تَش تو سینه‌ام…،
سی خُم می‌گم نونِت کم بید خالو محد،
اُوِت نِبید خالو،
موزیری رفتِنِت چه بید؟
خوم بیدم و صحرا و باد بید و صدای برنوم تو باد!».
زنده یاد ایرج صغیری با آثارش راوی فرهنگ و هنر مردم جنوب از جمله جنگاوری و بیگانه ستیزی این مردم سلحشور بود. وی با ذوق و خلاقیت مثال زدنی، و به طرزی ماهرانه از آداب و رسوم مردم استان بوشهر در فراز و نشیب های تاریخی در آثار مکتوب و نمایشی خود بویژه در نمایشنامه قلندر خونه استفاده نموده است.
او هیچ چیز از آداب و رسوم مردم استان بوشهر را در نمایشنامه قلندر خونه از قلم نینداخته است.
قلندر خونه تئاتری که با بازیگری زیبا و تکرار نشدنی هنرمندان بوشهری، ضمن اینکه تماشاگر را به وجد می آورد و با خود به استان بوشهر می کشاند، او را به اندیشیدن در انتخاب سبک زندگی و رفتار افراد در مواجه با حق و باطل و واقعیت های تلخ و شیرین جامعه وادار می سازد.
نمایشنامه ای که با به اکرانش در زمان خود پدیده ای در تئاتر کشور لقب گرفت و هنوز هم پس از گذشت سالها دیدنی است.
مانا یاد ایرج صغیری، نویسنده، کارگردان و بازیگر، از نام آوران و پیشکسوتان تعزیه و تئاتر و هنر آئینی ایران و بوشهر بود.
زنده یاد استاد دکتر علی شریعتی در وصف ایشان پس از تماشای نمایشنامه «یک بار دیگر ابوذر» در سخنرانی خود در قبل از اجرای مجدد این نمایشنامه در سالن تئاتر دانشکده ادبیات مشهد، با عنوان هنر و رابطه آن با مذهب و معنویت و در معرفی شخصیت ابوذر، مرد ماندگار تاریخ ربذه، بیان می دارد:
«تا کنون خیال می کردم تنها کسی که می تواند مرا با تئاتر آشنا کند، سر لارنس الیویه
است ( لارنس الیویه یکی از برجسته‌ترین چهره‌های تاریخ تئاتر و سینمای بریتانیا است که بسیاری او را بزرگ‌ترین بازیگر انگلیسی‌زبان قرن بیستم می‌دانند و نقش مهمی در شناساندن شکسپیر به عامه مردم داشت)، اما شب گذشته یک بچه بوشهری به من گفت اشتباه می کنم! اینجا هم چنین اشخاصی داریم. اگر حرف من را باور نمی کنید امشب بازی صغیری را ببینید.»
آری، این چنین اعجوبه هائی از همین خاک گرم و انسان خیز جنوب سر برآورده و مایه مباهات این خطه قهرمان پرور شده اند.
برای استان بوشهر و ایران، مانا یاد ایرج صغیری و سایر هنرمندان ارجمند، از شهیدان این هنرمندان بزرگ و بی نظیر تاریخ و میدان صحنه های دفاع از مرزهای اعتقادی و جغرافیایی کشور، تا نویسندگان، شاعران، آواز و شروه و شاهنامه و نوحه خوانان و هنرمندان عرصه فرهنگ و هنر، همه و همه نام های ماندگار و آشنایی هستند که هرگز از یاد نمی روند.
یاد و نام استاد ایرج صغیری در سال روز کوچ آن صاحب قلم و فعال عرصه فرهنگ و هنر ایران و بوشهر بخیر و گرامی باد.