نصیر بوشهر آنلاین: مثنوی معراج سعادت، مثنوی عشق، عرفان ، حماسه و اقتدار سروده بسیجی فرهیخته، استاد حبیب سیروس در دهه های گذشته بوده، ایشان خود از رزمندگان دوران هشت دفاع مقدس می باشد. در ایام گرامی داشت هفته دفاع مقدس هشت ساله که یاد آور ایثار و از خودگذشتگی ملت بزرگ ایران بویژه ارتشیان، […]

نصیر بوشهر آنلاین: مثنوی معراج سعادت، مثنوی عشق، عرفان ، حماسه و اقتدار سروده بسیجی فرهیخته، استاد حبیب سیروس در دهه های گذشته بوده، ایشان خود از رزمندگان دوران هشت دفاع مقدس می باشد.
در ایام گرامی داشت هفته دفاع مقدس هشت ساله که یاد آور ایثار و از خودگذشتگی ملت بزرگ ایران بویژه ارتشیان، پاسداران، بسیجیان، جهادگران و فرهنگیان می باشد، بازخونی می نمائیم این سروده را:

روزگاری من بسیجی بوده ام
سر به معراج سعادت سوده ام

روزگاری من برادر بوده ام
بر سر خورشید افسر بوده ام

روزگاری بارگاهی داشتم
سنگری در کوره راهی داشتم

دوست دارم گریه های جبهه را
نیمه شب حال و هوای جبهه را

دوست دارم باز سنگر داشتم
بر درش آلاله ای می کاشتم

آب می دادم به آب دیده اش
شانه می کردم سر شوریده اش

آه ای والفجرهای سر فراز
ای هویزه، شوش، ای بازی دراز

باز گوئید از دیار عاشقان
ای به گاه رزم یار عاشقان

باز گوئید از کبوترهای عشق
بال و پر بشکسته در سودای عشق

آه ای بستان منم فرزند تو
سرخوش از پیمانه لبخند تو

باز کن در را برویم، باز کن
باز آهنگ شکفتن ساز کن

باز کن در را برویم خسته ام
با تو پیمان شهادت بسته ام

باز کن تنهای تنها مانده ام
کاروان رفتست و من جا مانده ام

باز من محتاج یک همسنگرم
باز محتاج تفنگ دیگرم

کاش می شد باز راهی می شدم
فارغ از رنج تباهی می شدم

کاش می شد در سکوت بیشه ها
سر کشم در خلوت اندیشه ها

کاش می شد در بهار لاله ها
گل زنم بر سینه آلاله ها

کاش می شد ای بسیجی باز هم
در هم اندازیم بنیان ستم …..
حبیب سیروس