✍قدرت اله رحیمی یکی از آسیبهای جدی در نظام اداری، بهویژه در دستگاهی مانند آموزش و پرورش، زمانی شکل میگیرد که در انتصاب مدیران، رفاقت، باند، ارتباطات شخصی و میزان نزدیکی به افراد، جای تخصص، تجربه، شایستگی و کارآمدی را بگیرد، با این شیوه مدیریتی مسئله فقط انتخاب یک مدیر ضعیف نیست؛ پیامدهای این نوع […]
✍قدرت اله رحیمی
یکی از آسیبهای جدی در نظام اداری، بهویژه در دستگاهی مانند آموزش و پرورش، زمانی شکل میگیرد که در انتصاب مدیران، رفاقت، باند، ارتباطات شخصی و میزان نزدیکی به افراد، جای تخصص، تجربه، شایستگی و کارآمدی را بگیرد،
با این شیوه مدیریتی مسئله فقط انتخاب یک مدیر ضعیف نیست؛ پیامدهای این نوع انتصاب بسیار فراتر از یک حکم مدیریتی است. وقتی فردی بدون برخورداری از توانمندی لازم در جایگاه مدیریتی قرار میگیرد، تصمیمهای نادرست میتواند بر سرنوشت مدارس، معلمان و دانشآموزان اثر بگذارد. از طرف دیگر، نیروهای توانمند و باتجربهای که احساس کنند تخصص و سابقه آنان دیده نمیشود، بهتدریج دلسرد و منزوی میشوند و انگیزه مشارکت و مسئولیتپذیری در آنان کاهش مییابد.
خطر دیگر، شکلگیری یک چرخه معیوب است؛ مدیری که بر اساس رابطه و حمایت یک جریان منصوب شده، ممکن است در ادامه نیز به جای شایستهترین افراد، نیروهای نزدیک و مورد اعتماد خود را به کار بگیرد. به این ترتیب، یک شبکه مدیریتی شکل میگیرد که بهجای گردش شایستگی، گردش روابط را تقویت میکند.
پیامد چنین وضعیتی، تضعیف کارشناسی، کاهش اعتماد بدنه فرهنگیان، افزایش محافظهکاری، کمرنگ شدن نقدهای دلسوزانه و در نهایت کاهش کیفیت تصمیمگیری است. در چنین فضایی ممکن است مدیران بیشتر به حفظ موقعیت خود بیندیشند تا حل مشکلات واقعی آموزش و پرورش.
این موضوع زمانی نگرانکنندهتر میشود که بدانیم آموزش و پرورش با مشکلات بزرگی همچون کمبود نیروی انسانی، افت کیفیت آموزشی، نابرابری میان مدارس، مشکلات مدارس مناطق محروم، کاهش انگیزه معلمان و فاصله میان تصمیمگیریهای ستادی و واقعیتهای کف مدرسه روبهروست. حل این مسائل، مدیرانی میخواهد که مسئله را بشناسند، تجربه داشته باشند، قدرت تصمیمگیری داشته باشند و بتوانند پاسخگوی عملکرد خود باشند.
رفاقت و اعتماد شخصی، فینفسه اشکالی ندارد؛ اما اعتماد شخصی نباید جایگزین شایستگی حرفهای شود. مدیر باید به دلیل توانایی و کارنامهاش انتخاب شود، نه صرفاً به دلیل اینکه به فرد یا جریانی نزدیک است.
سؤال مهم این است: وقتی قرار است مدیری برای اداره بخشی از آموزش و پرورش انتخاب شود، معیار اصلی چیست؟ توانایی حل مسئله و کارنامه مدیریتی، یا میزان ارتباط و حمایت پشت پرده؟
آموزش و پرورش ملک شخصی هیچ فرد، گروه یا جریانی نیست. این دستگاه متعلق به جامعه و نسل آینده است و هر انتصاب نادرست میتواند هزینهای فراتر از یک حکم اداری داشته باشد.
اگر واقعاً به دنبال تحول در آموزش و پرورش هستیم، باید از اصلاح فرهنگ انتصاب شروع کنیم؛ فرهنگی که در آن شایستگی بر رفاقت، تخصص بر رابطه، کارآمدی بر وابستگی و پاسخگویی بر مصلحتاندیشی غلبه داشته باشد.
زیرا آموزش و پرورش با مدیرانی که صرفاً آشنا هستند، پیشرفت نمیکند؛ با مدیرانی پیشرفت میکند که کاربلد، پاسخگو و در برابر مشکلات مردم و فرهنگیان مسئول باشند.

Wednesday, 30 September , 2026