✍قدرت اله رحیمی امروز مردم جنوب ، هم‌زمان زیر بار سه موج سنگین زندگی می‌کنند؛ موج گرمای طاقت‌فرسا، موج بمباران و ناامنی، و موج بی‌امان تورم و گرانی. هر یک از این سه، به‌تنهایی توان فرسودن یک جامعه را دارد، اما مردم ناچارند هر سه را هم‌زمان تحمل کنند؛ گرمایی که نفس را می‌گیرد، جنگی […]

✍قدرت اله رحیمی
امروز مردم جنوب ، هم‌زمان زیر بار سه موج سنگین زندگی می‌کنند؛ موج گرمای طاقت‌فرسا، موج بمباران و ناامنی، و موج بی‌امان تورم و گرانی. هر یک از این سه، به‌تنهایی توان فرسودن یک جامعه را دارد، اما مردم ناچارند هر سه را هم‌زمان تحمل کنند؛ گرمایی که نفس را می‌گیرد، جنگی که امنیت و آرامش را تهدید می‌کند و تورمی که سفره‌ها را هر روز کوچک‌تر از دیروز می‌سازد.
در چنین شرایطی، جای شگفتی است که هنوز کسانی، دور از رنج روزمره مردم جنوب مظلوم و بی‌آنکه گرمای سوزان، صدای انفجار یا فشار معیشت را با تمام وجود لمس کرده باشند، بر طبل جنگ می‌کوبند و از تداوم درگیری سخن می‌گویند. برای آنان، جنگ شاید یک شعار سیاسی یا موضوعی برای تحلیل باشد؛ اما برای مردم، جنگ یعنی جان‌های از دست‌رفته، خانه‌های ویران، اضطراب دائمی، آینده‌ای نامطمئن و دشوارتر شدن زندگی.
آن‌که از جنگ سخن می‌گوید، باید از خود بپرسد آیا حاضر است بهای آن را نیز بپردازد؟ آیا مادری که نگران امنیت فرزندش است، کارگری که زیر آفتاب سوزان برای تأمین نان خانواده تلاش می‌کند، یا بازنشسته‌ای که هر روز شاهد کاهش قدرت خرید خود است، خواهان گسترش جنگ هستند؟
امروز کشور بیش از هر زمان دیگری به عقلانیت، تدبیر، همبستگی ملی و تلاش برای کاهش تنش نیاز دارد. دفاع از منافع ملی، منافاتی با تلاش برای صلح و آرامش ندارد. برعکس، حفظ جان مردم، امنیت کشور و کاستن از رنج معیشتی جامعه، والاترین مسئولیت ملی است.
در روزگاری که مردم زیر بار سه موج سنگین ایستاده‌اند، شایسته است صدای همدلی، آرامش و خردورزی بلندتر از صدای طبل جنگ باشد؛ چرا که بزرگ‌ترین پیروزی، حفظ کرامت، امنیت و زندگی مردم است.