✍ پروین گلستانیان مقدمه در هر نقطه ای از جغرافیایی این زمین مردمانی زندگی میکردند که قربانی زیاده خواهی حاکمین ظالم زمان خود شدند ، بالا دست هایی که برایشان فرق نمی کرد که کارگر خانه اشان کودک باشد یا بزرگ همان برده داری و یا ارباب رعیتی بود که قاعده ی بازی تغییر کرده […]
✍ پروین گلستانیان
مقدمه
در هر نقطه ای از جغرافیایی این زمین مردمانی زندگی میکردند که قربانی زیاده خواهی حاکمین ظالم زمان خود شدند ، بالا دست هایی که برایشان فرق نمی کرد که کارگر خانه اشان کودک باشد یا بزرگ همان برده داری و یا ارباب رعیتی بود که قاعده ی بازی تغییر کرده بود .
ماه نسا قصه ی ما ، واقعیتی تلخ در روزگار ما دهه ی نه چندان دور قصه ای نه چندان غریب قصه ای آشنا برای همه هم نسل های من .
دهه ی ۴۰ شمسی که بقولی مملکت گل و بلبل بوده ، چند تا از این ماه نسا ها آمدند و رفتند و چند تا از آن ها به بلوغ نرسیده و طعم عشق را نچشیده نقششان همان کودکی بوسیله کارگردان هستی به پایان رسید کوپن ایام طفولیت خود را با کار کردن باطل کردند و لذتی از بهترین دوران زندگی خود نبردند ، انگار مادر زاییده بود که خدمتکار ارباب شود .
در نزدیکی ما از این ماه نساها کم نبودند ، چند متر آن طرف تر شیرینی میشناسم که همچون اسمش شیرین بود هیچ وقت او را در بازی های کودکانه بیاد ندارم مدرسه هم بچشم ندید و همیشه در خدمت دیگران بود و یک روز سرد زمستان زمانی که آب از آب انبار می کشید سنگینی دول آب جسم نحیف اش را به اعماق آب انبار برد و جان را به جان آفرین تسلیم کرد .
به قول شاعر
زندگیکردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم .
به امید روزی که در جاجای این سرزمین زر خیز تهیدستی قربانی نظام سرمایه داری نگردد.
آمین برای تمامی مردم سرزمینم.
اسامی این داستان واقعی نیست و هر گونه شباهت اسمی افراد اتفاقی می باشد و بعضی از قسمت های داستان برداشت شخصی می باشد .
در واقع چندین نقش شخصیتی در یک داستان
تقدیم به همه رنج کشیده های سرزمینبوشهر
اردیبهشت ۱۴۰۵

Tuesday, 22 September , 2026