✍ عبدالرضا جاوداندلوار* بنام حق در پی انتشار اخبار اخیر که به موضوع مرگ و مأموریت فرشتهی مرگ پرداختهاند، لازم است از منظر کلامی و عقلانی، مرزهای حقیقت را بازشناسی کنیم. مرگ، برخلاف تصورات عامیانه یا برداشتهای سطحی رسانهای، یک اتفاق تصادفی یا صرفاً یک عملِ مأمور نیست؛ بلکه مرحلهای از بازگشتِ حتمی به سوی […]
✍ عبدالرضا جاوداندلوار*
بنام حق
در پی انتشار اخبار اخیر که به موضوع مرگ و مأموریت فرشتهی مرگ پرداختهاند، لازم است از منظر کلامی و عقلانی، مرزهای حقیقت را بازشناسی کنیم. مرگ، برخلاف تصورات عامیانه یا برداشتهای سطحی رسانهای، یک اتفاق تصادفی یا صرفاً یک عملِ مأمور نیست؛ بلکه مرحلهای از بازگشتِ حتمی به سوی حق است.
قرآن کریم با بیانی رسا، جایگاه فرشتهی مرگ را چنین ترسیم میکند:
*«قُلْ یَتَوَفَّاکُمْ مَلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ»*؛ یعنی فرشتهی مرگ، مأمورِ شما، جان را میگیرد تا در نهایت به سوی پروردگار بازگردید. حضرت عزرائیل (ع)، میانجیِ بیجان میانِ خالق و مخلوق است؛ او نه تحت تأثیر خوشایندِ کسی جان میگیرد و نه با دلخوریِ کسی. او تنها بازویِ مأمورِ فرمانِ حق است.
از این رو، هرگونه سخن یا ادعایی که سعی دارد مرگِ یک فرد را به «حقانیتِ بشری» یا «پیشدستیِ عزرائیل» نسبت دهد، در واقع دچار یک گسست جدی از اصل «توحید افعالی» است. ادعای اینکه «فلانی سزاوار مرگ بود اما عزرائیل پیشدستی کرد»، نادیده گرفتنِ این حقیقتِ بنیادین است که هیچ جانی جز به اذن خدا نمیمیرد:
*«وَ مَا کَانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُتَّ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ»*.
از منظر عقلانی نیز، میان «مرگ به عنوان قضای الهی» و «مرگ به عنوان مجازات قانونی» تفاوتی است که نباید با هم خلط شود. مرگ، چه در قالبِ قضای الهی و چه در قالبِ اجرای عدالت و قوانین بشری، همگی در سایهی ارادهی مطلقِ پروردگار رخ میدهند. هیچ پدیدهای، حتی مرگ، نمیتواند از چنگالِ فرمانِ او بگریزد یا از مدارِ ارادهی او خارج شود.
همانگونه که امیرالمؤمنین (ع) در نهجالبلاغه با این کلامِ نافذ، نظامِ حاکم بر حیات و ممات را تبیین میفرمایند:
*«کُلُّ نَفْسٍ مَعَهَا قَائِدُهَا وَ سَائِقُهَا»*؛ یعنی هر کسی را رهبر و سوقدهندهای است که او را به سوی مقدراتش میبرد.
بنابراین، تلاش برای اثبات اینکه «بشر باید پیش از فرشته عمل کند» یا «مرگ فراتر از ارادهی الهی است»، نه تنها از نظر اعتقادی با توحید در تضاد است، بلکه از منظر عقل نیز دچار تناقض است. حقیقت آن است که در پهنه هستی، هیچ جنبشی از حرکت، حتی لحظهی دمِ آخر، بیخبر از نگاه و فرمان خداوند نیست.
من الله توفیق

Thursday, 16 July , 2026