یادی از سه‌بهر ✍مهدی محمودی تا آنجا که از روزگار کودکی تاکنون به خاطر می‌آورم، باید گفت که نوروز مردم لاور تفاوتی با دیگر نقاط ایران نداشته است. کاشت سبزه، دید و بازدید و گرامی‌داشت روز سیزده‌به‌در مهمترین بخش‌های جشن نوروز در این آبادی کهنسال بود. سیزدهم که می‌رسید، جمعیت آبادی رو به دشت و […]

یادی از سه‌بهر
✍مهدی محمودی
تا آنجا که از روزگار کودکی تاکنون به خاطر می‌آورم، باید گفت که نوروز مردم لاور تفاوتی با دیگر نقاط ایران نداشته است. کاشت سبزه، دید و بازدید و گرامی‌داشت روز سیزده‌به‌در مهمترین بخش‌های جشن نوروز در این آبادی کهنسال بود. سیزدهم که می‌رسید، جمعیت آبادی رو به دشت و دمن می‌گذاشت تا خستگی از تن به در کرده و آماده سالی جدید شود. یکی از محبوب‌ترین اماکنی که در این روز مردم را به سمت خود می‌کشاند، مکانی به نام سه‌بَر یا سه‌بَهر بود. این مکان، قطعه‌زمینی بزرگ در ضلع شمالی بندر است که در میان دو دره فصلی به نام دروزندو و گیلگیو قرار دارد. از سمت غرب، پس از کوه‌های ماسه‌ای و انبوهی از دختان گز، آب‌های نیلگون خلیج فارس قرار دارد. شرق این زمین،  تپه‌های بلندی است که به کوه مقدس مند متصل می‌شوند. تنها طریق ورود به این دشت راه باریکی متعلق به روزگاری از یاد رفته است که در شرق آن و در میان دو تپه که در روزگاری از یاد رفته، ساخته شده است.  وقتی فردی برای اولین بار می‌خواهد وارد سه‌بهر شود، پس از عبور از راه باریک و پر پیچ و خم آن، ناگهان با دشتی وسیع روبرو می‌شود که درختان کهنسال گز و اشک و کُنار ساکنان همیشگی آن هستند و گل‌بوته‌های صحرایی مهمانان بهاری آنجا.
سه‌بر از باران‌های زمستانی زنده است و با آن زندگی می‌کند. وقتی باران می‌بارد، آب کوهستان، جریانی خروشان را به سمت سه‌بر ایجاد می‌کند و با مقادیر زیادی آبرفت و بذر گیاهان کوهی به دیدن یار همیشگی خود می‌آید. به همین دلیل با آغاز زمستان، سه‌بر مهمانانش را در سایه‌سار درختان کهنسال خود، با ترشوک، کاسنی، خلیلو و سیرمشک مهمان می‌کند.
سه‌بر، علاوه بر ایجاد محیطی برای تفریح و وقت‌گذرانی اهالی بندر، زمینی را در اختیار گذاشته که از قدیم‌الایام برای کشت غلات نیز نهایت استفاده را داشته است. وجود آب فراوان و خاک حاصلخیز باعث می‌شد تا بوته‌ها در گندمزارهای آنجا، به اندازه یک انسان قد بکشند. روز سیزده‌به‌در که مردم بدانجا می‌آمدند، هم نحسی سیزده را از خود دور می‌کردند و هم سبزه‌ها را به یکدیگر پیوند می‌زدند و آرزروهای‌شان را در دامان طبیعت تازه می‌کردند.
سه‌بر نیز مانند تمام لاور تاریخی طولانی و پرافت و خیز دارد. معمرین می‌گویند که روزگاری میان مردم لاور و بندر باریکان که در آن سوی این تفریحگاه و زمین حاصلخیز قرار داشت، منازعه‌ای بر سر مالکیت آن رخ داد. در نهایت اختلاف را به خان حاکم بردند که در آن سوی کوه نشیمن داشت. از آنجا که مردم باریکان رابطه دوستانه‌ای با خان داشتند و نتیجه داوری تا حدی قابل پیش‌بینی بود، مردم لاور به تکاپو افتادند و دست به دامن یکی از کهنسالان بندر به نام نجف پسر محمدحسین (نجفِ محسین) شدند که عمری طولانی گذرانده بود و اکنون نابینا در گوشه‌ای نشسته بود. نجف که از شیوه داوری خان خبر داشت، روزی که خان وارد مکان مورد اختلاف شد، او لنگه جورابی را پر از صدف کرد و به آنجا امد. نجف جوراب را تکان می‌داد و با خود تکرار می‌کرد: «لاوری داریم و سه‌بری داریم». خان صدای صدف را صدای برخورد اشرفی پنداشت و در پی تصاحب آن‌ها برآمد. سپس رأی به نفع لاوری‌ها داد و بلافاصله جوراب را از نجف گرفت و با غلامان و ملازمانش راهی قلعه خود شد. خان در میان راه از باز کردن جوراب در جولی چشم نزدیکانش خوداری کرد تا مبادا به او حمله کنند. اما هنگام مرخص کردن نزدیکان خود به آنها گفت فردا صبح بیایند تا پاداش خوبی به آنها بدهد.
خان پس از این که دروازه‌های قلعه را بست، جوراب را گشود و به جای سکه و اشرفی کهرج و صدف دید. اینجا بود که متوجه شد چه کلاهی سرش رفته است. او از ترس و شرم رویارویی با نزدیکانش که قرار بود فردا صبح برای پاداش‌شان بیایند، از منطقه گریخت.
لاور همیشه مأوای مردانی چون نجف محسین بوده است که این گونه زنده و جاوید مانده است.
با من بمان
مهدی حاج‌حسین محمودی

  • نویسنده : مهدی حاج حسین محمودی